تبليغاتX
سر بند های فراموش شده - آرزو

دو ماه از شروع جنگ تحميلي گذشته بود . يك شب بچه ها خبر آوردند كه يك بسيجي اصفهاني در ارتفاعات (( كاني سخت )) تكه تكه شده است . بچه ها رفتند و با هر زحمتي بود پيكر مطهر شهيد را درون كيسه اي جمع كردند و آوردند . آنچه موجب شگفتي ما شد ، و صيت نامه اين برادر بود كه نوشته بود : ((خدايا اگر مرا لايق يافتي ، چو مولايم اباعبدالله الحسين با بدن پاره پاره ببر! ))                                    

        

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام فروردین 1385ساعت 23:25  توسط حضور   |