|
|
|
|
|
از دوراني كه در نجف در خدمت حضرت امام (قدس سره)بودم ، خاطره جالبي به ياد دارم . قبل از تشريف فرمايي امام به نجف ، شبي در خواب ديدم كه در ايران ، آشوب و جنگ است ، به خصوص در خوزستان . سر تمام نخلهاي خرما قطع شده يا سوخته بود و در اين جنگ ، يكي از نزديكان من شهيد شده بود . اين جنگ كه خيلي طولاني شده بود و فرماندهي اش را هم سيدالشهداء (ع) بر عهده داشتند ، با پيروزي ايران تمام شد ..... از خواب بيدار شدم . پس از تشريف فرمايي امام به نجف ، اين خواب را براي ايشان تعريف كردم . ايشان تبسمي كردند و فرمودند : (( اين جريان واقع خواهد شد.)) عرض كردم : (( چطور آقا ؟! )) فرمودند : (( بالاخره معلوم مي شود .)) من دوباره اصرار كردم و سرانجام ايشان فرمودند: (( من يك نكته به تو مي گويم ، ولي بايد تا زماني كه من زنده هستم جايي بيان نشود . زماني كه در قم در خدمت مرحوم والد شما بودم ، بسيار به ايشان علاقه داشتم ، به طوري كه تقريبا نزديكترين فرد به ايشان بودم و ايشان هم مرا نامحرم نسبت به اسرار نمي دانستند . روزي ايشان ( آيت الله شاه آبادي ) براي من مسير حركت را بيان كردند و فرمودند : (( تو انقلاب خواهي كرد و پيروز هم مي شويد و جنگي برايتان در خوزستان رخ مي دهد كه يكي از اقوام ما نيز در آن جنگ به شهادت نائل خواهد شد . )) سپس فرمودند حالا البته زود است ، تا آن زماني كه اين مسير شروع شود زود است اما مي رسد.)) )) اين حرف امام تا وقوع انقلاب و حتي تا جنگ ايران و عراق به ياد من نماند .، يعني اصلا آن را فراموش كرده بودم . تا اينكه در يكي از سفرهايي كه به جبهه رفتم ، ناگهان چشمم به نخلهايي افتاد كه سرشان قطع شده يا سوخته بود . در آن زمان به ياد آن خواب افتادم . مجددا در ارديبهشت 1363 ، وقتي برادرم (( آيت الله حاج شيخ مهدي شاه آبادي )) به شهادت رسيدند ، دوباره يادم آمد كه حضرت امام (ره ) از قول مرحوم والد فرموده بودند كه تمام جريانهاي خواب من اتفاق خواهد افتاد. راوی : آيت الله نصر الله شاه آبادي
|
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه سی ام فروردین 1385ساعت 22:58 توسط حضور
|
|
||