تبليغاتX
سر بند های فراموش شده

   

 

       سوم خرداد روز آزاد سازي خرمشهر گرامي باد

 

 

  

 

"فتح خرمشهر فتح خاك نيست، فتح ارزشهاي اسلامي است. خرمشهر شهر لاله هاي خونين است. خرمشهر را خدا آزاد كرد."

 

از بيانات رهبر كبير انقلاب اسلامی، امام خمينی (قدس سره)

 

 

در خيال خرمشهر كه كنار كارون آرام نشسته بود، هيچ صداي خمپاره ای نبود. نخلستان هايش صدای چرخ های تانك را تا آن روز نشنيده بود، تا شهريور ماه 59 كه خرمشهر، خونين شهر شد. پس از گذشت روزهای تاريك و پر دود اسارت، در سوم خرداد 1361 شهر از اشغال درآمد. خرمشهر نخل های سوخته، نخل های بی سر... 

 

 

اگر امروز در هر شهر و روستا به گلزار شهيدان گذر كنيم و تاريخ نقش بسته بر سنگرها را مرور كنيم، خواهيم ديد كه مجموعه شهيدان سوم خرداد 1360 الگويي كوچك از ملت مقاوم ايران است كه چونان سپهري  پر ستاره مي درخشد. شاديهاي به ياد ماندني خودجوش و سراسري پس از آزادسازي خرمشهر نيز برگ  ديگري از اين حماسه ملي بود و نشان داد كه مردم سراسر اقطار و بلاد ايران اعم از آن كه هرگز خرمشهر را به چشم ديده باشند يا نه چگونه از شنيدن خبر اين پيروزي ساعتها به دست افشاني و پايكوبي پرداختند وهزيمت دشمن اشغالگر را از خاك ميهن جشن گرفتند.

سوم خرداد يك حماسه ملي است؛ اگر حضور ملت در صحنه جبهه هاي دفاع نبود، نه حماسه آن پيروزي  تحقق مي يافت و نه حماسه حضور مردم در جشن پس از پيروزي. لذا به حق مي توان گفت پاسداشت فتح خرمشهر در گرو پاسداشت حضور مردمي در همه صحنه هاست.

 

                                           

                              

 

شهيد جهان‌آرا مي‌گفت:

«آرزو مي‌كنم در راه آزاد كردن خونين‌شهر و پاك كردن اين لكه از دامان جوانان شهيد شوم.»

او و همرزمانش با توكل به خدا، خالصانه جانفشاني كردند. در برابر دشمن ايستادند و با فرهنگ شهادت‌طلبي در برابر دشمن تا دندان مسلح، مقاومت كردند و زير بار ذلت نرفتند و يكبار ديگر حماسه حسيني را در كربلاي ايران اسلامي تكرار نمودند.

سردار غلامعلي رشيد در ارتباط با اين حماسه به لحاظ نامي مي‌گويد:

«مقاومت در خرمشهر نه تنها در وضعيت مناطق مجاورش مثل آبادان اثر مستقيم داشت، بلكه در سرنوشت كلي جنگ نيز تاثير گذاشت و باعث تاخير حمله عراقيها به اهواز گرديد و آنها نتوانستند در ادامه جنگ، به اهداف خود برسند. برادر عزيز شهيد جهان‌آرا با الهام از سرور آزادگان جهان حضرت اباعبدالله الحسين(ع) و يارانش به ما آموخت كه چگونه بايد در برابر دشمن مردانه جنگيد.»

آنان را كه از مرگ مي‌ترسند از كربلا مي‌رانند. وقتي كه كار آن همه دشوار شد كه ماندن در خرمشهر معناي شهادت گرفت، هنگام آن بود كه شبي عاشورايي برپا شود و كربلائيان پاي در آزموني دشوار بگذارند…

كربلا مقرعشاق است و شهيد سيد محمد علي جهان‌آرا چنين كرد تا جز شايستگان كسي در آن استقرار نيابد. شايستگان، آنانند كه قلبشان را عشق تا آنجا آكنده است كه ترس از مرگ، جايي براي ماندن ندارد. شايستگان جاودانند؛ حكمرانان جزاير سرسبز اقيانوس بي‌انتهاي نور نور كه پرتوي از آن همه كهكشانهاي آسمان دوم را روشني بخشيده است

 

يادشان گرامي

    

                                 

                                        

و اما عمليات بيت المقدس...

عمليات فتح المبين در غرب دزفول و شوش با هدف انهدام دشمن و آزادسازي مناطق جنوب آغاز گرديد و با موفقيت به پايان رسيد. شهيد بزرگوار طرح عملياتي را جهت آزاد سازي خرمشهر برنامه ريزي كرد تا به فرمان امام (ره) كه فرموده بودند: «خرمشهر بايد آزاد گردد» جامه عمل بپوشاند.
در اين عمليات سردار باقري مسؤوليت فرماندهي لشكر نور و با حفظ سمت فرماندهي قرارگاه مشترك عملياتي نصر را به عهده داشت. عمليات بيت المقدس در چهار مرحله با موفقيت انجام گرفت و ضربه هولناكي را بر پيكره بعثيون كافر زد. سردار پاسدار حسن باقري در محور عملياتي شلمچه عراقيها را به خروج از مرزهاي داخلي وادار كرد و عرصه را در خرمشهر به دشمن آنقدر تنگ كرد كه آنها بعد از اندكي مقاومت مجبور به تسليم شدند.
پس از گذشت عمليات بيت المقدس مسؤولان جنگ تشخيص دادند دست به عمليات اساسي ديگري بزنند. لذا سردار حسن باقري بار ديگر طرحي نو درانداخته و عمليات رمضان را پيشنهاد كرد. در اين عمليات كه قرارگاه نصر ـ قرارگاه مشترك سپاه و ارتش ـ زير نظر سردار باقري در محور جنوبي و جنوب پاسگاه زيد بود، در عين ناباوري نيروها تا عمق ۲۷ كيلومتري خاك دشمن نفوذ كرده بودند، بطوري كه چراغ هاي شهر بصره بوضوح معلوم بود.
سردار باقري اولين فرماندهي بود كه در عمليات رمضان قدم به ارتفاعات كانال ماهيگيري گذارد و در حالي كه نبرد تن به تن حاكم بود، به قرارگاه گزارش مي داد.
پس از اين عمليات حسن باقري به سمت فرماندهي قرارگاه كربلا و جانشين فرماندهي كل قرارگاههاي جنوب منصوب شد. بعد از آن به دليل لياقت فوق العاده وي در اداره ساختار رزمي مسؤوليت جانشيني فرماندهي يگان زميني سپاه به او واگذار گرديد. به دنبال آن قرارگاه كربلا عمليات والفجر مقدماتي سازماندهي كرد. اين عمليات «جنگ موانع» نام گرفت. زيرا عراق دژ نفوذ ناپذيري در مقابل قواي اسلام ايجاد كرده بود.
در روز نهم بهمن ۶۱ سردار باقري جانشين فرمانده نيروي زميني سپاه به همراه ۵ تن از جمله شهيد بقايي كه درآن موقع مسؤوليت فرماندهي قرارگاه كربلا را به عهده داشت، در ساعت حدود ۸ صبح به منطقه عملياتي والفجر مقدماتي در فكه مي روند و در حوالي ظهر با اصابت گلوله خمپاره ۱۲۰ ميليمتري به درون سنگر، سردار دكتر مجيد بقايي شهيد شده و سردار غلامحسين افشردي معروف به حسن باقري پس از سه ساعت به شهادت مي رسد. آخرين كلام شهيد پس از ذكر شهادتين، نام مبارك امام حسين عليه السلام بود.
توكل به خداوند منان، صبوري و شكيبايي توأم با تدبير، بي تكلفي و بي ريايي، ذوب در ولايت و مريد خاندان عصمت و طهارت (ع) بودن، استعداد و خلاقيت خارق العاده كه مي توانست ناممكن را ممكن سازد، هوش سرشار، قبول مسؤوليتهاي خطير، كادر سازي و تربيت نيرو، قدرت بيان بالا، تواضع و
فروتني از جمله صفات شهيد بزرگوار غلامحسين افشردي بود.
 .. خداوند او و خيل شهيدان انقلاب و جنگ تحميلي را با شهداي كربلا محشور فرمايد.

+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام اردیبهشت 1386ساعت 13:55  توسط حضور   |