تبليغاتX
سر بند های فراموش شده

 

 

حماسه هاي  پرشور جنگ تحميلي و صحنه هاي شگرفي كه رزمندگان

 پرتوان سپاه توحيد در دفاع از انقلاب و ميهن اسلامي در جاي جاي

جبهه هاي نبرد حق عليه باطل؛ از كوهستانهاي صعب العــبور و سر

 به فلك كشيده غرب تا دشتهاي تفتيده جنوب و آبهاي گرم خليج

 فارس آفريدند : آنچنان پرشكوه و پرتوان و سرشار از عشق و ايثار و

 شجاعت است كه هيچ  قلم و زباني را ياراي بازگو كردن آن نيست.

 

+ نوشته شده در  جمعه سی و یکم شهریور 1385ساعت 22:55  توسط حضور   | 

 

 

مبادا خويشتن را وا گذاريم

                                           امام خويش را تنها گذاريم

زخون هر شهيد لاله روئيدست

                                            مبادا روي لاله پا گذاريم

+ نوشته شده در  جمعه سی و یکم شهریور 1385ساعت 22:49  توسط حضور   | 

 

۳۱ شهريور سالروز شروع جنگ تحميلي از سوي رژيم بعث

عراق عليه جمهوري اسلامي ايران، به عنوان آغاز هفته دفاع

 مقدس نامگذاري شده است.

دوران هشت ساله دفاع مشروع امت سلحشور ايران در حفظ

 و اعتلاي نظام مقدس اسلامي و حراست از مرزهاي عزت و

 شرف اين رمز و بوم، به مثابه يكي از حساس ترين و بارزترين

 برهه هاي حيات راستين اين ملت، همچون نگيني تابناك،

تا هميشه زمان، بر تارك تاريخ حماسه و ايثار و پايداري آزادگان

 جهان مي درخشد.

دفاع امت اسلامي ايران در برابر تجاوز همه جانبه دشمنان

اسلام، در تاريخ افتخار آفريني مبارزات حق طلبانه، يك ملت

 سترگ، فروزان خواهد بود. پايداري ايران اسلامي كه برخاسته

 از روح وحدت و ايمان بود، در سايه هدايت هاي رهبر انقلاب

 اسلامي،‌ حضرت امام خميني (ره) شكل گرفت و باعث احياي

يك مكتب سازنده و نهضت هاي آرمانگرا و ايدئولوژي جهانگير شد.

دفاع مقدس ما در زمينه هاي مختلف سياسي، ‌نظامي، اجتماعي،

 فرهنگي و ... توانست معادلات جهاني معمول را بر هم زند

 و تحليل هاي مادي دنياپرستان را نقش بر آب سازد. اين حادثه

 عظيم، بي شك در ياد ملت ايران خواهد ماند و غرور و سرافرازي

و حماسه آفريني را در نسل هاي بعد بر جاي خواهد گذاشت.

+ نوشته شده در  جمعه سی و یکم شهریور 1385ساعت 22:44  توسط حضور   | 

 

 

در من نقاب بگشا زجمال کبريايي            که بُتان فرو گذارند اساس خودنمايي 

 ميلاد زيباترين گل هستي ، طاووس بهشتيان و مهدي فاطمه عليهما السلام

بر همگان مبارک باد.

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه هفدهم شهریور 1385ساعت 1:38  توسط حضور   | 

در روزهاي سرد و سوزان زمستان كردستان سال 63 نوجواني 16 ساله بودم  با  تني  ضعيف كه  طاقت تحمل و حمل تجهيزات يك فرد نظامي را آن هم در كو ه هاي سر به فلك كشيده كردستان در بلندي هاي روستاي خاتون باغ در 25 كيلومتري مهاباد در معيت شهيداني والا مقام همچون شهيد خود يساني شهيد حاج اكبر اقا بابايي و چند تن از شهيدان ديگر بر اثر كمين ضد انقلابيون در نزديكي روستاي بزن همه ياران و همسنگرانم شهيد شدند الا بنده حقير نمي دانم شايد بنده لياقت اين را نداشتم و شايد ماندم تا راوي حماسه ها و رشادت هاي همسنگرانم باشم  . من بصورت نيمه جان افتاده بودم اما خوشحال بودم كه در جمع پيكر هاي پاك شهدا هستم هر چند رو ح هاي آنان هنگامي كه به معراج مي رفتند مرا نظاره مي كردند و آنان خوشحال از اين پرواز  و من  درمانده از اين ماندن .

جو حاكم بر منطقه چنان بر من حاكم شد كه قلبم به تپش افتاد كه بايد كاري بكنم تا از قافله عقب نمانم ولي دير شده بود در آن لحظه نماز اخر امام حسين در كربلا به ذهنم خطور كرد و با خود گفتم شايد عمري باقي نماند نماز آخر وقت را با  اقتدا به  امام حسين (ع) به جا اوردم ولي چه نمازي . نمازي كه بدون وضو و با پيكري خون آلود  ولي با لمس پيكر شهدا متبرك و جالب اينجاست كه با توجه به اينكه خون زيادي از بدنم رفته بود و هر از چند گاهي بيهوش مي شدم صورتم را روي برف مي گذاشتم تا شايد خوابم نبرد بلا خره پشت به قبله در حالت دراز كشيده نماز باطلي را خواندم كه هنوز بعد از چند سال از اين ماجرا هنوز شيفته و حيران آن نمازم و هميشه آرزويش را دارم.

خاطره فوق يكي از هزاران حديث عشق و فداكاري است كه راوي آن نخواست نامش را ببرم نمي دانم شايد اينان با گمنامي پيوندي ديرين دارند و عهدي كه با همسنگران شهيدشان بسته اند هميشه رهرو و ياد آور نام و خاطره آنان باشند. شايد عطر و  بوي اين عزيزان شفاعت كننده  ما در روز حساب باشد.

   

+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم شهریور 1385ساعت 23:9  توسط حضور   | 

 

با خدا وقتي عباس دست داد             هر دو دست خويش را از دست داد

سالروز خجسته ميلاد حضرت ابولفضل عباس (ع) حماسه افرين دشت كربلا بنام روز جانباز ناميده شده است . جانبازاني كه حكايت شگفت آفريني آنها در ميدانهاي عرفان و حماسه تكان دهنده بوده است . در نوشته هاي عارفان و صاحبدلان آمده است كه : خداوند را دوستاني است كه همواره در اجتماع و در بين مردم ، بي هيچ لاف و گزافي به زندگي و عبادت مشغولند ، بي آنكه نامشان برجسته تر از نامهاي ديگران بر سر زبانها باشدآنان ناشناخته براي اهل زمين ، و نام آورند براي آسمان .

و ما هميشه اميدوارم حضور سبز و پر بركت اين عزيزان را كه نشان فداكاري را از سيداشهدا و حضرت ابوالفضل عباس به ارث برده اند را حس كنيم

 

پيامبر اكرم (ص) مي فرمايند((هركس كه در راه خدا مجروح شود ، در حالي وارد بهشت مي شودكه بويش چون بوي مشك است .... و نشان شهيدان را دارد))

  

+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم شهریور 1385ساعت 1:14  توسط حضور   | 

 

حسين آئينه نور خدائي است               وجودش عين مصباح‌الهدايي است
اگر قرآن ناطق مرتضي بود                    حسين ايجاز آن در نينوا بود
بخوان اجمال و تفضيل امامان                زخم يک جرعه زن با تشنه‌کامان
گرين يک جرعه از جام حسين است       نصيبت نور آفاق و شين و عين است
بنازم شور مرکب راندنش را                  فراز نيزه قرآن خواندنش را

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم شهریور 1385ساعت 0:22  توسط حضور   |