|
|
|
|
|
يک اميدي در زندگي دارم که هرگز از بين نخواهد رفت ! يک حسرتي هست که هرگز تاب کشيدنش را نخواهم داشت ! و يک مرگ وجود دارد ،،، يک روز البته خواهد آمد اما .... عشقي که نسبت به همه دوستان دارم نه خواهد مرد و نه کم خواهد شد .
خداحافظ دنیای مجازی و خداحافظ دوستان. اگر بار گران بودیم و رفتیم اگر نامهربان بودیم و رفتیم
|
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه پنجم شهریور 1387ساعت 10:1 توسط حضور
|
|
||
|
|
|
|
|
آن شب، «زمزم» زمزمه شادی داشت و «مروه» در تماشای صفای یار بود و کعبه در طواف فرشتگان، که از حریمخدا محرمی به حرم پا نهاد که صفایش مروه و شعورش مشعر و عرفانش عرفات را به شگفتی مینشاند. او از سمت «صفا» آمده بود و «سعی» بر وفا کردن به «عهد» ازلی داشت. بعد از او «منا» مذبح منیَّتْ بود. او یاد داد که با سنگریزههای برائت، بتهای درون و برون را «رمی» کنیم و عرفان عرفات را بیابیم. او اندیشهها را به ضیافت معرفت میبرد و دلهای عاشق را با پای «هروله» به سوی صحرای نیاز میکشاند. سلام ساکنان سماوات و زمین بر او باد که مباهات آفرینش بود و راز خلقت کائنات.
|
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه هشتم مرداد 1387ساعت 11:36 توسط حضور
|
|
||
|
|
|
|
|
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم تیر 1387ساعت 10:48 توسط حضور
|
|
||
|
|
|
|
|
در جاده سفید زندگی همچنان پرواز می کنیم
مادر، اي لطيف ترين گل بوستان هستي، اي باغبان هستي من، گاهِ روييدنم باران مهرباني بودي که به آرامي سيرابم کند. گاهِ پروريدنم آغوشي گرم که بالنده ام سازد. گاهِ بيماري ام، طبيبي بودي که دردم را مي شناسد و درمانم مي کند. گاهِ اندرزم، حکيمي آگاه که به نرمي زنهارم دهد. گاهِ تعليمم، معلمي خستگي ناپذير و سخت کوش که حرف به حرف دانايي را در گوشم زمزمه مي کند. گاهِ ترديدم، رهنمايي راه آشنا که راه از بيراهه نشانم دهد. مادر تو شگفتي خلقتي، تو لبريز از عظمتي؛ تو را سپاس مي گويم و مي ستايمت.
|
||
|
+
نوشته شده در جمعه سی و یکم خرداد 1387ساعت 9:52 توسط حضور
|
|
||
|
|
|
|
|
در درازای تاريخ حماسه های پرغرور هر ملت، روزهايی ثبت شده اند ، که شگفتی آفرين و شادی بخشند ، روزهايی که سربلندی ، هست و نيست و ماندگاری ملتی در سايه آن ها شکل می گيرد، روزهايی که فرزندان ملت در آينده ، سرافرازانه در کنار حماسه های ميهنی و شورانگيز آرش از حماسه دفاع مقدس ميهنی پدران خود به گفتگو می نشينند. سوم خرداد از آنروزهايی است که راويان تاريخ های ميهنی و مردمی ، نقالان اخبار پهلوانی در داستانهای خود ، سينه به سينه به آنان می بالند و درس جوانمردی و گذشت به نسلها می دهند . روزی از اينگونه روزها ، سوم خرداد ماه هر سال است که يادآور، بزرگ روزی است که ملت بزرگ ايران، جوانان شجاع اين بوم و بر ، اين ميهن ياران شريف ، از ارتشی دلاور و پاسداران غيور مدافع ميهن تا بسيجی از جان گذشته در راه وطن و داوطلبان دفاع عاشق ايران ازترک و کرد ، فارس و عرب ، ترکمن و بلوچ و ... همچون همه گاه يکدل شهادت را بجان خريدند و مهاجم را از خرمشهر راندند و بخشی از خاک ميهن خدايی مان را از دشمن متجاوز دست پرورده تمامی قدرتهای استعماری ، بعثيان جنايت پيشه بازپس گرفتند . ملت به شاديانه ی اين پيروزی يک صدا ، پير و جوان ، زن و مرد پايکوبيدند و دست افشاندند ، هلهله و سرود غرور آفرين سر دادند که مرزداران جان بر کفشان خرشهر را به مام ميهن بازگرداندند . جهان آگاه شد که ملت قهرمان ايران آنگاه که پای تماميت ارضی ، استقلال ، بود و نبود و دفاع از خاک ميهن بميان آيد حساب جداگانه ای باز می کند ، ايرانی بارها به اثبات رسانده علی رغم تمامی نابسامانی ها، علی رغم تمامی ناستودگی ها، علی رغم مقاومت در برابر يکه تازی انحصارگران حاکميت، علی رغم تبعيض های قومی و جنسيتی برای دفاع ميهنی در هر سن و سال و با هر وسيله و هر توان تا آخرين نفس در پاسداری از شرف، عزت، سربلندی، تماميت ارضی و حاکميت ملی خود يکدل، يک زبان، يگانه و کوه پيکر در رويارويی با هر دشمن متجاوز خواهند ايستاد . هم ميهن ! دفاع ميهنی مان درسی بود شورانگيز به جهانيان ، که ايران سرزمينی نيست که هر بيگانه اجازه تجاوز به او را بخود بدهد و جهانيان دريافتند ملت ما در پاسداری از ميهن خود بيدار است و جوانان باشرف و غيرتمند، نه آن يکبار که همه گاه آماده دفاع از خاک و خون و استقلال خود برپايه آرمانهای ملت گرايانه ايرانی است .
|
||
|
+
نوشته شده در جمعه سوم خرداد 1387ساعت 14:41 توسط حضور
|
|
||
|
|
|
|
يا علي رفتم بقيع اما چه سود
هر چه گشتم فاطمه آنجا نبود
يا علي قبر پرستويت كجاست آن گل صد برگ خوش بويت كجاست هر چه باشد من نمك پرورده ام دل به عشق فاطمه خوش كرده ام حج من بي فاطمه بي حاصل است فاطمه حلال صدها مشكل است من طواف سنگ كردم دل كجاست راه پيمودم پس منزل كجاست كعبه بي فاطمه مشتي گل است قبر زهرا كعبه اهل دل است
|
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه سی ام اردیبهشت 1387ساعت 9:59 توسط حضور
|
|
||
|
|
|
|
|
«اللهم هذه سنه جديده و انت ملك قديم اسإلك خيرها و خيرمافيها و اعوذبك من شرها و شرمافيها و استلفيك موونتها و شغلها يا ذالجلال و الاكرام.»
بارالها! اين سال جديد است و تو خدايى ازلى و قديم هستى. خير اين سال و خير آنچه را در اين سال پيش مىآيد، از تو خواستارم و از شر اين سال و شرآنچه در اين سال پيش خواهد آمد، به تو پناه مى برم...
هر تشكيلاتى در پايان سال حساب كار خود را مى كند و به بررسى كم وكاستيها و ضعفها و قوتها مى پردازد. لازم است ماهم به حساب خود برسيم و يك بازنگرى همه جانبه به گذشته خويش داشته باشيم. شخصى در روز عيد نوروز مى گفت: اين روز را به شما تبريك و تسليت مى گويم. تبريك به جهت فرصتى جديد كه خدا به شما داده و تسليت براى از دست دادن فرصتهايى كه داشتهاى. پس بیایید تا زنگار دلهایمان را با صفا مهربانی و گذشت صیقل دهیم و با هم به سوی سالی جدید پیش برویم
|
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم اسفند 1386ساعت 10:21 توسط حضور
|
|
||
|
|
|
|
|
وقتی یکی رو دوست داریم دلمون میخواد که یه جورایی نمایان کنیم مثلا خوب به حرفاش گوش بدیم یا اینکه به قصد ادب دو زانو در مقابلش بشینیم و خلاصه هر چی گفت نه نیاریم مگه نه ؟!
ما انسانها موجودات عجیبی هستیم عجیب تر اینکه بعضی واقعیتها رو میدونیم ولی عمل کردن برامون یه ذره مشکله ... مثلا"وقتی گوشی موبایلمون زنگ می زنه درست در همون لحظه برمیداریم که نکنه یه دوستی یادی از ما کرده باشه ! اما وقتی صدای الله اکبر اذان به گوش میرسه آیا این شوق مضاعف به ما دست می ده که نکنه خدا منتظر ماست ؟؟؟!!!...همیشه شنیدیم که می گن نمازاول وقت ثواب داره یکی نپرسیده چرا ؟ به نظر می یاد شاید به خاطر این باشه که ما انسانها میگیم :<خدا> با این مشغله ی روزمره که داریم اول وقت اومدیم بگیم که تنهامحبوب قلبمون تویی ! مگه اینطور نیست که عاشق مطیع محض محبوبش است و هرچی که محبوبش بگه با کمال عشق استقبال میکنه ( عشق های مجازی که اینجورند چه برسه به عشق حقیقی ). اون وقت می بینیم که در اثر عشق ومحبت به خدای عزیزمون عظمت کبریایی در قلبمون متجلی میشه(به تعبیر دیگه همون خشیت) . میدونید ٬عمده گرفتاریهای ما اینه که با آهنگ شیطان هماهنگ میشیم بر گرفته از وبلاگ گل عفاف .http://golefaf.blogfa.com/ مطلب جالبی بود که خوندم لذا با اجازه از صاحبش منم تکرارش کردم . |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه نوزدهم اسفند 1386ساعت 12:52 توسط حضور
|
|
||
|
|
|
|
|
اربعين حسيني، تكرار ياد و خاطره حماسه سازان كربلاست سلام بر حسين و اربعينش، سلام بر اربعين و زائرانش! و سلام بر اندوه هاي دل آنان كه به سوغات بر مزار كشتگان، عشق بردند و به مويه نشستند. به شوق زيارت صحن و سراي جان فزايت، اربعين شهادتت را به سوگ مي نشينيم، يا حسين!
|
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه هفتم اسفند 1386ساعت 12:12 توسط حضور
|
|
||
|
|
|
|
|
|
||
|
+
نوشته شده در شنبه سیزدهم بهمن 1386ساعت 9:0 توسط حضور
|
|
||